انتظاری از جنس ظهور برای او که چشم به راهش هستم

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عج» ثبت شده است

غروب جمعه

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی تو


بغض خود را وسط سینه فشردم بی تو


بس که هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرد

دل به دریای غم و غصه سپردم بی تو


تا به این جا که به درد تو نخوردم آقا

هیچ وقت از ته دل غصه نخوردم بی تو


چاره ای کن، گره افتاده به کار دل من

راهی از کار دلم پیش نبردم بی تو


سال ها می شود از خویش سؤالی دارم

من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو


با حساب دل خود هر چه نوشتم دیدم

من از این زندگیم سود نبردم بی تو


گذری کن به مزارم به خدا محتاجم

من اگر سر به دل خاک سپردم بی تو


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مهدی اسماعیل زاده

انتظار امام زمان (عج)


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مهدی اسماعیل زاده

سوریه و عاشورا

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مهدی اسماعیل زاده

سامری امروز ویاران امام زمان


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مهدی اسماعیل زاده

تو دانی...

تو دانی چه گویم زکجا آیم ، درد که دارم حقیقت ره تو دارم


سرآغاز چه گویم بی نام تو ، آشنای که کنم ره تو دارم


چه گویم امید زحقیقت تو، تو دانی چه گویم زکجا آیم 


ببر آنجا که دانی نیکوست،با آنکه انتظار، سر برآیم

بیا یا مهدی عج
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مهدی اسماعیل زاده