انتظاری از جنس ظهور برای او که چشم به راهش هستم

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهید» ثبت شده است

تقدیم به محسن حججی عزیز

فدای اون نگاه مظلومت...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی اسماعیل زاده

شهید مهدی باکری

شهید مهدی باکری

یکی از کارمندان شهرداری اورمیه میگفت:

تازه ازدواج کرده بودم و با مدرک دیپلم دنبال کار میگشتم.

از پله های شهرداری میرفتم بالا که یکی از کارکنان شهرداری را دیدم و ازش پرسیدم آیا اینجا برای من کار هست؟

تازه ازدواج کردم و دیپلم دارم.

یه کاغذ از جیبش درآورد و یه امضاء کرد و داد دستم گفت بده فلانی، اتاق فلان.

رفتم و کاغذ را دادم دستش و امضاء را که دید گفت چی میخوای؟

گفتم: کار.

گفت: فردا بیا سرکار!

باورم نمیشد!

فردا رفتم مشغول شدم.

بعد از چند روز فهمیدم اون آقایی که امضاء داد شهردار بود.

چند ماه کارآموز بودم بعد یکی از کارمندان که بازنشسته شده بود من جای اون مشغول شدم.

شش ماه بعد جناب شهردار استعفاء کرد و رفت جبهه.

بعد از اینکه در جبهه شهید شد یکی از همکاران گفت: توی اون مدتی که کارآموز بودی و منتظر بودیم که یک نفر بازنشسته بشه تا شما را جایگزین کنیم، حقوقت از حقوق جناب شهردار کسر و پرداخت میشد. یعنی از حقوق شهید باکری،

این درخواست خود شهید بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی اسماعیل زاده

بزرگترین آرزوی فرزند شهید مدافع حرم...

بسم الله الرحمن الرحیم


دریافت

این روزها خیلی ها دارن دل میسوزونن ! دل بچه ها و همسرا و خانواده های شهدای مدافع حرم رو! 

فقط یک جمله دارم واسه شون اونم جمله ی امام حسین (علیه السلام) هست که میفرمایند:

إن لَم یَکُن لَکُم دینٌ و کُنتُم لاتَخافونَ المَعادَ فَکونوا اَحراراً فِی دُنیاکُم؛

اگر دین ندارید و از قیامت نمی ترسید، لااقل در دنیای خود آزاده باشید.

آره دوستان! هرچقدر هم که مخالف باشید و نخواید که بعضی چیزا رو باور داشته باشید، فقط عاجزانه خواهش میکنم انقدر مردونگی  و انصاف تو وجودتون باشه که یه موقع صداتون به گوش این بچه ها نرسه ! به خدا آه یتیم عرش خدا رو به لرزه در میاره...خواهش میکنم...


برگرفته شده از aghazidobare.blog.ir

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مهدی اسماعیل زاده